العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
25
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
كردى بين آدم و همسرش كه مايه آرامش او بود و آن دو را وسيله انتقال نور كردى از بين اين دو بشيث منتقل نمودى بعلم و دانش خود او انسانى بود كه به پيامبرى برگزيده شد . سپس به انوش منتقل كردى او جانشين پدر بود در قبول مقام نبوت . سپس به قينان منتقل كردى و او را مفتخر بمقام آباء خويش و لطفى كه بآيندگان دارى گردانيدى پس از آن مهلائيل را چهارمين محلى قرار دادى كه افتخار انتقال نور و نبوت و شرافت ابوت را يافت تا بالاخره به برد رسيد و پس از او به اخنوخ و او اول كسى بود كه ناقل رسالت و حامل نبوت بود . خدايا بزرگتر از آنى كه علم و قدرت ترا تفسير نمايند مگر به همان اندازهاى كه دعوت باقرار خدائى خود كردهاى گواهى مىدهم كه ديدهها ترا درك نميكند و اوهام ترا نمىماند و عقلها نمىتواند ترا وصف كند و مكان ترا در بر نميگيرد چگونه مكان دربرميگيرد كسى را كه قبل از مكان بوده و آن را آفريده . يا چگونه اوهام ترا درمييابد با اينكه قدرت درك ذات خود را به آنها ندادهاى چگونه مى توانند درك كنند خدائى را كه نهايت و اندازهاى ندارد چگونه او را اندازه و نهايتى است با اينكه تمام اندازهها و نهايتها را او آفريده چگونه عقلها او را در مىيابد با اينكه راهى بسوى دركش ندارد چگونه راه بدركش مىيابد با وسيلهاى با اينكه از حس نشدن و يا لمس شدن منزه است و چگونه از حس و لمس منزه نباشد كسى كه تغيير از حالى به حال ديگر در او راه ندارد و چگونه تغيير از حالى به حال ديگر در او راه دارد با اينكه تغيير و انتقال همراه با نقص و زوال است منزهى خدايا همه جا را پر كردهاى و از همه جدائى هيچ چيز از اختيار تو خارج نيست و هر چه بخواهى ميكنى بزرگ است خدائى كه هر چه درك مىشود مخلوق اوست و هر محدودى مصنوع او توئى كه مكان از تو بىنياز نيست و ما ترا جز بجدائيت با وحدانيت مقدرت نمىشناسيم منزهى تو چقدر جدا